مارمولک

من معتادم. معتادم به چرا آوردن. معتادم به آگاهی. معتادم؛ به آن‌قدر که ‌فهمیدم معتاد شده‌ام. کمتر از آن را نمی‌توانم به خورد خودم بدهم؛ به قدر فهمم و علمم. اعتیادی که هیچ‌وقت برای هیچ کس کم نمی‌شود، فقط زیاد می‌شود. من هم مدام بیشتر معتاد می‌شوم.

مثل مارمولک، به نور سفید مهتابی، که برایش تمام روشنی و هوسش است؛ ثابت می‌ماند و لذّت می‌برد. معتاد است به قدر بزرگ ترین مهتابی‌ای که دیده؛ مثل من به کوه، مثل تو به کوه، به درّه و دیوار، به مسیرهای پر پیچ و هیچ‌کس‌نرو، به مسیر مارمولک و سی‌سخت پل‌خواب، حتّی به این که در این اعتیاد همه‌گیر توی معتاد هم پشت به مخدّه‌ات بدی و حرفی از این اعتیاد نزنی؛... هیس و نگو!... حتّی همین را،، حتّی همین... حتّی همه‌ی این‌ها.. حتی همین‌ها...

معتادم به حرف زدن.  

/ 9 نظر / 10 بازدید
نیما

سلام وبلاگ جالب و زیبایی دارید حاضر به تبادل لینک هستید؟

پیمان

این یارو پایینی رو بکش بنداز تو چرخ گوشت پدرش در بیاد با این کامنت گذاشتنش . من زیاد با معتاد شدن میونه ی خوبی ندارم . معمولا معتاد هیچ چیز نمیشم .

سميرا

حال و هواي پستت منو ياد همايوني انداخت درست حوالي همين روزها در يك سال پيش...[لبخند]

الندیل

از این جمله ی ( من به تنهایی خود معتادم ) متنفرم... ------------------------------------------------------------- چه ربطی داشت؟

اعتیاد به کوه نمی تونه به قدر بزرگترین کوهی باشه که دیدی !! یا حتی خواهی دید ! اگه اینجوری بود اورست باید می شد کوه آخر هر کوهنورد و عاشق کوه و بعدش دیگه تموم ! بلندی و استواری کوهه که اعتیاد میاره و حد نهایتی نداره که بخوای "ترین" بذاری کنارش ...و بلندی کوه رو نمی شه اندازه گرفت ... شاید کم ارتفاع ترین کوه واسه یکی بلندترین باشه ...

ستاره ی شرقی

یادم رفت بگم : " معتادم به حرف زدن " درست نباشه شاید ! " معتادم به بعدا حرف زدن " درست تره !!!

شهاب

در آتش عطشان هوس جانم سوخت دم پیش من از گرمی مرداد مزن در دیده’ خود دود سیه فام شدم بر خفته زغالم تو دگر باد مزن این نئشگی و روی سیه ما را بس قاضی تو دگر بر سر معتاد مزن معتاد کارش از رو عادته، ممکنه هیچ لذتی از کاری که می کنه نبره. مجبوره... چون "عادت"‌ کرده. پس با "اعتیاد به آگاهی" مخالفم!

نوید

می فهممت،خوب می فهممت رفیق. چهره ی موقر بهش ندیم،ما معتادیم.نمی دونم،بیا بدیم.

شهاب

خیلی فکر کردم. حرفم اشتباه بود! اعتیاد خیلی هم لذت داره. معتاد در واقع به همون لذت عادت کرده! معتاد باش به آگاهی!