محبوس یک ادّعام،

مظنون یک آسمون؛

این ساعتا بهانه‌اس،

مجرم منم، تو زندون.

پس در این دیوار کجاس؟

دربون زندون کیه؟

نگو که پشت چوب و

خطّیه که کشیدم،

نگو که حتّی دیوار،

خودش یه نقاشیه.

تو از مجرم نور رو،

محروم کردی امّا،

بدون که نور، عینه،،،

عین تنهاییه..

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید