کوهستان

Distant Memories

یک سکوتی هست مثل مجلس ختم، مثل مجلس هفتم.

یادتان هست آن روزها؟

داد و بیدادها،..

هر روز آن هفته،

یک ولیعصر راه می‌رفتند این مردم..

این مردم؟

...

داستان این بود: سکوت و خبر و امید.

کم کم این مردم، داستان را عوض کردند:

هر کسی با دوربینش،

منتظر بود دیگری دادی زند، دستی زند،

دستی قلم شود..

کم کم به جای یک دوربین و هزار دست،

هزار دوربین بود و دست‌ها پنهان..

آخر همه به جای بازیگر،

خواستند بشوند کارگردان!

پس چه شد آن راه رفتن‌ها؟

پس کجایند آن مردم؟

 

   + همایون ; ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱