کوهستان

میشینه مرگ

سال پیش با گروه "میشینه‌مرگ" رفتم، 18 و 19 اردی‌بهشت. میشنه‌مرگ کجاست؟

جاده‌‌ی تهران به فیروزکوه، 10 کیلومتر مانده به فیروزکوه فرعی در سمت چپ جادّه، یعنی شمال جادّه، مشخص است که با چند تابلوی خوش‌آمد گویی به شهر و بخش "ارجمند" از توابع فیروزکوه و چند تابلوی دیگر نشانه گذاری شده. همچنین پمپ بنزینی هم در این نقطه از جادّه که "نمرود" نام دارد به همین اسم وجود دارد. در واقع این جادّه‌ی آسفالته راهی است که جادّه‌ی فیروزکوه را به جادّه‌ی هراز، قبل از پلور، با عبور از شمال خط‌الرأس دوبرار متصل می‌کند؛ البته تجربه‌ی خرداد 87 نشان داد حدود 50 کیلومتر قبل از روستای "لاسم"، آخرین روستای جادّه و مبدأ صعود اصلی دوبرار، جادّه خاکی است. پیمایش خود این جادّه هم لطف و زیبایی خودش را دارد.

با رسیدن به "ارجمند" یعنی بعد از حدود 25 کیلومتر وارد شدن در جادّه‌ی فرعی، راه بدون انشعاب قابل تشخیصی به طرف ده "لزور" ادامه پیدا می‌کند. در واقع اگر بخواهید به طرف جادّه‌ی هراز بروید باید فرعی آسفالته‌ای را پیدا کنید و وارد آن شوید (مشخصه‌ی اون یه میدون کوچیک بعد از ارجمنده). از ارجمند تا لزور هم حدود 12 کیلومتر. ده لزور ییلاقی قرار گرفته در ارتفاع متوسط 2350 متری است و مبدأ صعود به قلّه‌هایی مثل میشینه مرگ و بوم. و حتّی از لزور می‌توان به تنگه‌واشی رفت یا به دهی به نام "ورزنه" که از دهات حوالی "نشل" است. دوچرخه سواران کوهستان با نشل حتماً آشنایی دارند.

قلّه‌ی میشینه‌مرگ تقریباً 4025 متری ارتفاع دارد و تنها قلّه‌ی بالای 4000 نیمه‌ی شرقی البرز مرکزی است. بعد از میشینه‌مرگ تا اولین 4000 متری از طرف شرق تا شاهرود و شاهوارش باید رفت و از سوی غرب هم دوبرارها در رده‌ی 4000 متری ها هستند. میشینه‌مرگ تقریباً منفرد است. علت این حرف هم گردنه‌های به نسبت پایینی است که میشنه‌مرگ را به قله‌های همسایه‌اش مثل "پرچنان" 3950 متری در شمال غرب و "بوم" 3800 در شرق متصل می‌کند. در واقع گردنه‌هایی با ارتفاع متوسط 3500 خط‌الرأس این قلّه‌ها را برش می‌کند. اطلاعات مربوط به ارتفاع این دو قلّه‌ را علی مقیم ثبت کرده و من صعود و ثبتشان نکردم. نزدیک‌ترین آبادی از طرف شمال به میشینه‌مرگ "ورزنه" است؛ از دهات‌های نشل و همین‌طور ده "خِرم" از کوهپایه‌های میشینه‌مرگ است. تنگه‌ای به نام "تنگه رسم" وجود دارد که از طریق آن می‌توان به کوه میشینه‌مرگ دسترسی پیدا کرد.

امّا با عبور از باغ‌های شمال ده لزور به ابتدای تنگه‌ای می‌رسیم که رودخانه‌ی "فرح رود" از آن عبور می‌کند. اردی‌بهشت سال 87 بعد از اینکه تیم 25 نفره‌ی ما ساعت 1:15 ظهر از بلوار ابتدای روستا شروع به حرکت کرد 2:45 به ابتدای تنگه رسید.

امسال 17 اردی‌بهشت دوباره به میشینه‌مرگ برگشتیم، امّا اینبار سه نفره؛ گروه هم دقیقاً امروز و فردایش قرار بود با تیم دخترها میشینه‌مرگ را فتح کند. صبح پنج‌شنبه ساعت 5:15 از فلکه‌ی صادقیه راه افتادیم و 8:15 لزور بودیم. تا به ابتدای تنگه رسیدیم ساعت 8:30 بود. صبحانه‌ی مفصلی خوردیم و ساعت 9 بود تقریباً که وارد تنگه شدیم. عبور از تنگه در ابتدای آن نیاز به وارد شدن در رودخانه و خیس شدن ندارد امّا انگار اواخر آن چاره‌ای جز به آب زدن نیست. خلاصه ساعت 10:15 تنگه تمام شد. پارسال با گروه تا جایی که یاد می‌آید تا ساعت 5 عصر طول کشید. اواخر تنگه چند آبشار کوچک وجود دارد که کمی عبور کردن تیم از آن به خاطر دست ‌به سنگ شدن و مواظبت جدیدترها و ... طول می‌کشد. تیم ما پارسال ساعت 6:30 بود که به محل شب مانی یعنی "معجز چشمه" رسید. چشمه‌ای که شاید نصف آب رودخانه را یکجا تأمین می‌کند و دبی بسیار زیادی دارد. در کنار معجز چشمه محوطه‌ی بسیار وسیع و سبزی است که بهترین محل برای برپایی چادر است. قبل از اینجا هم بعد از تنگه مسیر گاه به گاه وارد محوطه‌های وسیعی می‌شود که می‌توان آنجا هم کمپ برقرار کرد. امسال ما سه نفر 11 پیش از ظهر به معجز چشمه رسیدیم.

20 دقیقه خواب زیر آفتاب جان دوباره‌ای به ما داد و کمی‌ بیسکویت و سپس حرکت به سمت قلّه. از معجز چشمه وارد تنگه‌ی کوتاه و کوچکی در سمت شمال شرق می‌شویم که ما را به آب بندی می‌رساند؛ پروژه‌ای به نام "سد سیاه رود". دریاچه‌ای پشت این آب بند کوچک درست شده که این یک قلم جنس از طبیعت را میشینه‌مرگ کم داشته که این سد به آن اضافه کرده. از پلّه‌های پشت آب بند بالا می‌رویم و دریاچه پدیدار می‌شود. احتمالاً برای احداث این سد و تأسیسات آن بوده که جادّه‌ای خاکی از اینجا مشخص است و شنیده‌ایم که انتهای جاده خاکی از یک طرف به لزور و از یک سو به نزدیکای جاده‌ی "پردمه-نشل" می‌رسد. از غرب دریاچه کم کم ارتفاع می‌گیریم و جاده را چند بار می‌برّیم و به گردنه‌ای می‌رسیم که ابتدای یال اصلی میشینه‌مرگ است؛ ساعت 12:30. جایی که سال پیش گروه ما ساعت 10 صبح روز جمعه 19 اردی‌بهشت آن‌جا بود.

از این گردنه جاده به طرف پایین سرازیر می‌شود و در بین درّه‌ها ادامه‌ی آن گم است. ما راهمان را به سمت شمال و روی یال ادامه می‌دهیم و ساعت 2 به قله‌ی فرعی می‌رسیم. تقریبا از حوالی اینجا باد وحشتناک آزارمان می‌دهد و سروش را جلوی خودم می‌بینم که باد این ور و آن ورش می‌کند. سرعت باد احتمالاً 30 تا 40 کیلومترهم می‌رسد. پارسال هم وضع باد اینجا همینطور بود و به خاطر سرعت تیم و زمان کم، تیم بیشتر از اینجا ادامه نداد. یادم می‌آید که پارسال 11:30 اینجا بودیم.

بعد از یک پیچ تقریباً 90 درجه‌ای روی یال به قلّه‌ی اصلی می‌رسیم. سنگ چینی کوچک روی قلّه‌ای که نسبتاً مسطح است. سردی هوا حتی در این فصل سال هم نمی‌گذارد GPS را روشن کنم و ارتفاع را ببینیم و حتی یک عکس بگیریم، باتری قلمی این عیب بزرگ را هم دارد. حدسی که می‌زنم ارتفاع 4020 تا 4030 متر است. سال پیش آخرین نقطه را که قلّه‌ی فرعی بود با ارتفاع 3990 متر ثبت کردم و اختلاف ارتفاع قله‌ی اصلی و فرعی با چشم در حدود 30 یا 40 متر است. البته ارتفاعی را که برای قله در کتاب‌ها و نقشه‌ها می‌توان پیدا کرد از همین 3990 است تا حتی 4050. به هر جهت فوراً برمی‌گردیم و زیر قله جایی که کمی باد کمتر می‌وزد می‌نشینیم و چیزی می‌خوریم. من هم دست‌کش می‌پوشم و کمی نمی‌گذرد که درد سرانگشتان شروع می‌شود. آفتاب در آسمان است امّا سردی هوا مثل زمستان و بهمن ماه. در واقع مرز استان‌های تهران و مازندران در همه‌ی خط مرزی دو استان این چنین سرد است و تجربه‌ام این را ثابت کرده. خیلی سریع ارتفاع کم می‌کنیم و کمی هم البته در برگشت مسیر را تا گردنه اشتباه می‌رویم و دچار مشکل می‌شویم. ساعت حدود 4:15 که کنار دریاچه‌ایم و سروش فوراً محیّا برای شنا می‌شود.

پایین تر، یعنی کنار معجز چشمه، نهاری خوردیم، در حدّ مرگ. دست فرهاد و سروش درد نکند. یک ساعتی کنار چشمه بودیم و در راه بازگشت حدود 7:15 بود که با تیم گروه برخورد کردیم. زیاد ملاقات ما طول نکشید و راه تنگه را پیش گرفتیم. آب رودخانه بیشتر شده بودیم و پایین آمدن در آن ساعت عصر از مسیر تنگه مشکل‌تر. در برگشت از ابتدای تنگه تا روستا از مسیر جادّه خاکی‌ای آمدیم که روستایی‌ای به ما گفت که "آقای احمدی‌نژاد این خط را با 40 میلیون برای ما کشیده"؛ و این حکایت از چیزهایی مثل رأی مردم آن روستا به احمدی‌نژاد می‌کرد. و عاقبت 8:15 شب روستای لزور، بودیم و همه نگران از خستگی و رانندگی تا تهران و رأی احمدی‌نژاد و..

   + همایون ; ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸