کوهستان

دوخواهرون

..حرص نخور، همینه، انگار خط‌‌الرأس از همین جا شروع می‌شه: اتوبان بابایی؛

... فکرشم نمی‌کردی از کنار دوبرار رد شی که بخوای بری دوخواهرون!...

... کوله‌ها سنگینه، نزدیک بیست کیلو، شایدم بیشتره، بچه‌ها خسته نشن، این‌جا تازه ناندل...

... یال داغ. آقای صالحی می‌گفت خیلیا که رفتن رو "داغ" زده؛ دشت سر داغ رو هم باید ببینی؛ باید.

...اشتباه نکن، اون قلّه نیست؛ نجاته.. نجاته یه رابطه، نجات ذهن یه خونواده، نرفته بودیم روش شاید تموم بود، شاید که نه، حتماً..

...اگه اون دهلیز نبود هم تموم یود،.. حداقل یه روز راه بود و کلّی خستگی،...

...اگه باد یه ذرّه شدید می‌شد خودم و کولم رو پرت می‌کرد پایین، حداقل شصت متر، شوخی بردار نبود، حداقل شصت هفتاد متر سقوط رو دیوار..

...معلوم نبود این دّره کی تموم می‌شد؛..فقط می‌رفتم و به ساعتم نگاه می‌کردم.. دستگاه چیزای خوبی نشون نمی‌داد، این که یک ساعت به ظهره و هنوز سه چهارم درّه مونده..

..می‌دونی اگه هوا خراب بشه چی‌ میشه؟ رو گردنه 3500 متری اونم رو خط‌الرأس اونم تو بهار؟ پوریا گفته زیباترین شب وحشتناکش رو همین حوالی گذرونده.. طوفان صائقه..

..آخه این برّه چی میگه؟!.. مهاجرت بین گوسفندام انگار شیوع پیدا کرده.. از دیوآسیاب مهاجرت کرد به یالرود،.. اونم تو سنّ شیرخوارگی..

جادّه. از یالرود به گرمابدر. فقط باید طرّاح این جادّه و باعث و بانیش رو کشت..

 

تموم شد. انگار همه‌ی این‌ها بعد چهار روز زبون باز کردن و دارن داد و بیداد می‌کنن با من؛ ...روش وایسادم: ورارو. ازشون ترسیدم: سه‌سنگ. از دور دیدمشون: دوخواهرون. چشمام لمسش کرد: چپکرو. باید ببینیشون، باید.

   + همایون ; ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٧