کوهستان

آوار

تو هم با من نبودی، مثل من با من، و حتی مثل تن با من..

تو هم با من نبودی، آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد،

و یا حتی،

گمان می‌کردم این تو
باید از خیل خبرچینان جدا باشد...

تو هم با من نبودی،
تو هم با من نبودی...

تو هم از ما نبودی،
آن که ذات درد را باید صدا باشد؛
و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب،

باید از جنس "من و عشق و خدا" باشد...

تو هم از ما نبودی..

تو هم "مؤمن" نبودی؛
بر گلیـــــــم ما و حتی در حریم ما،

هه!..
ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد...

تو هم از ما نبودی،

یار،
ای آوار..
ای سیل مصیبت‌بار...

زنده یاد فرهاد...

 

   + همایون ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦