کوهستان

 

و اینک قصّابانند، نه در بن‌بست‌های گم‌شده‌، در این بزرگراه‌های از دور دست‌هایشان پیدا کوه‌های سفید، ایستاده‌اند و چه سفید، مثل آن‌ها سفید، در سفیدی‌های روز به روز، انگار که چشم‌هایی دارند مه‌شکن؛ بدون تردید. تا این سفیدی ریختن‌های کوهستان که می‌گویند گرم می‌کند مردم را که می‌شویند در پایین‌دست، دست، چاشنی شده برای نان و آب؛ نان تنها نیست، تنها فکر تنها نان تنها آب. شبهای سفید.

   + همایون ; ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢