کوهستان

 

یک وقت به تو،

یک وقت به او،

نسنجیده و بی نقشه،

فکر می کنم.

 

همین است که به اینجا رسیده،

دنیای من،

قطار بی رنگی ها.

 

   + همایون ; ٥:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٢

 

 

تو هم از خاطرم میری.

من هم میروم،

از خاطرات.

مثل ابر مرداد،

که آمدنش همانقدر بی‌معنی بود،

که سایه‌اش امید می‌بخشید.

   + همایون ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٢