کاعون
اوایل ماه آذر، برای بررسی وضعیت منطقه و تخمین حجم برف زمستان، تصمیم گرفتیم قلّهی دوخواهرون رو از روستای نمارستاق صعود کنیم. قرار بر 3 روزه بودن برنامه بود؛ طی یک مسیر 20 کیلومتری تا قلّه به این شکل که شبی رو توی روستای نمارستاق بگذرونیم و صبحش، به سمت دشت دریوک و بعد از اون گردنهی لهرا حرکت کنیم و شب، پشت گردنه و در محلّ گوسفندسرای "سهسنگ" باشم. روز بعد، قلّه رو صعود کنیم و به جای شبمانی برگردیم؛ و در نهایت و روز سوّم به نمار برگردیم؛ 4 نفر و با یک چادر 4-نفره.
پنجشنبه صبح، بعد از اینکه شب سردی رو توی حسینیهی روستای نمار گذروندیم، حدود 6 صبح حرکت کردیم. اشتباه اوّل همینجا اتّفاق افتاد که حدود 1 ساعت وقت تلف شد؛ اینکه در خروج از روستا اشتباه کردیم و در ابتدا به سمت روستای "دیوران" رفتیم و مجبور شدیم دوباره برگردیم. با کولههای سنگین، انرژی نسبتاً کمی هم تلف نشد. بعد از اصلاح مسیر و رسیدن به انتهای جادّهی خاکی که از نمار به سمت دریوک میره، اشتباه دوّم هم اتّفاق افتاد. برای عبور از رودخونهی خروشان و سیلآسای نمار، پل ابتدای مسیر رو گم کردیم و کلّی وقت، به خاطر عبور از رودخونه هدر رفت؛ و در کنار این مسأله توی کفشهای 2پوش من و فرهاد یه مقدار آب رفت. خلاصه به هر ترتیب بود حدود ساعت 9 به دشت دریوک رسیدیم.


من، تابستان به دریوک اومده بودم و خرّمی و سرسبزی دشت رو یادم بود. امّا توی آذر، دیدن دشت و مناظر اطراف هم خیلی جالب بود. کلبههای روستایی توی دشت خالی بودن و از شلوغی و هیجان روستایی و طبیعتگردایی که تابستونا توی دشت چادر و کمپ میزنن خبری نبود و تنها چیزی که جلب توجّه میکرد سکوت سرد زمستونی بود.
از دشت، ما به سمت شاخهی جنوبی رودخونه رفتیم و بعد از یه بار از رودخونه رد شدن، وارد درّهی رودخونه "سیارود" شدیم که یکی از سرشاخههای این رودخونه درست از پایین دست گردنهی "لهرا" شروع میشه. بعد از 3 ساعت، به چشمهی "آستان کر" یا "هفت چشمه" رسیدیم. این چشمه از زیر یه دیواره به رودخونه میریزه و به تنهایی حجم آب رودخونه رو دو برابر میکنه. در مسیر درّه، عبور کردن از همین چشمه هم که پاکوب رو قطع میکنه مشکلاتی رو داره. به هر ترتیب با گذشتن از چشمه، کم کم گردنهی لهرا و قلّهی کاعون خود نمایی کردند.
ساعت 1 بعد از ظهر، درست در جایی که رودخانه زیر گردنهی لهرا شروع میشد، نهار خوردیم. حرف ازین بود که به گردنه چه ساعتی میرسیم و آیا تا غروب به "سهسنگ" برای شب مانی میرسیم؟، به خصوص با حجم برفی که تا گردنه پیشرومون بود و باخستگی که داشتیم تصوّر کوبیدن این حجم برف هم ناراحت کننده بود. تا ساعت 3:15 حرکت کردیم و ثمرهی این 2 ساعت حرکت خیلی کمتر از چیزی بود که پیشبینی میکردیم. با این سرعت و خستگی بچهها، تا 2 ساعت دیگر و کمی بعد از غروب هم به گردنه نمیرسیدیم. تصمیم بر این شد که چادر بزنیم. چادر زدن یکساعتی طول کشید و به سرعت همه از خستگی داخل چادر خزیدیم. با شروع شب، باد و بوران شروع شد.
صبح جمعه، تا 8 صبح همه بیهوش از خستگی روز قبل، خواب بودیم. موقع خوردن صبحانه، تصمیم براین شد که مهدی بهخاطر وضعیت کفشش توی چادر بمونه و مابقی، تا گردنه بریم و اونوقت، نسبت به وقتی که داریم، تصمیم بگیریم. 9 صبح حرکت کردیم و 10:45 روی گردنهی لهرا، بینندهی منظرهی زیبای خطالرأس ورارو تا چپکرو بودیم. ارتفاع گردنه، 3650 متر. سرعتمون درمقایسه با روزقبل خیلی زیادتر بود و معلوم بود با استراحتی که داشتیم به کلّی تجدید قوا کردیم. حجم برف، اون سوی گردنه، به یکباره بسیار زیادتر میشد و با زمانی که داشتیم، اگر به اون طرف گردنه سرازیر میشدیم به جایی نمیرسیدیم. تصمیم گرفتیم راهمون را درست به سمت غرب گردنه و روی یال شرقی "کاعون" ادامه بدیم و قلّهی کاعون رو صعود کنیم. ساعت 12:30، قلّهی 4075 متری کاعون زیرپامون بود و دماوند، با عظمتش برامون رؤیا پردازی میکرد.
به سرعت به چادر برگشتیم و نهار را کم و مختصر خوردیم و سریع کمپ رو جمعآوری کردیم و به پایین راه افتادیم. برف هم که از صبح قطع شده بود، دوباره شروع شد و البتّه برفی که دیشب آمده بود موقع برگشت مقداری سرعتمون رو گرفت. به هر ترتیب ساعت 5:15 وارد ده نمارستاق در ارتفاع 2100 متر شدیم و روستاییا با پرسیدن اینکه کجا بودیم و کجا رفتیم و سؤالهای اینچنینی تعجّب و تحسین میکردند. شام مفصّلی رو توی حسینیه خوردیم و وارد جادّهی یخزده و تاریک "نمارستاق به هراز" شدیم تا جمعه شب تهران باشبم.
فایل GPS مسیر رو میتونید از اینجا دانلود کنید.
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱٧ ق.ظ توسط همایون
سهشنبه ۸ دی ۱۳۸۸
کوه گرگ

٣٠ کیلومتر به سمت بلده از خروجی "بلده"، در کیلومتر 25 آمل واقع در جادّهی هراز، به دهی میرسیم به اسم "تاکر" (Takor). تاکر در جنوب کوهستانی واقع شده که اسامی چون "میشنو" و "رودبارک" دارد؛ امّا معروفترین نام برای این کوه "گرگ" است که هم اهالی روستای تاکر و هم کوهنوردان به این اسم آن را میشناسند.
مسیر صعود به قلّهی گرگ از ده تاکر، با حرکت از داخل روستا به سمت شمال و در امتداد رودخانهی گذرنده از میانهی ده شروع میشود. پس از تمام شدن خانهها، رودخانه به میان کوه میرود و درّه تنگ تر شده و پاکوب مشخص از کنار رودخانه امتداد مییابد. پس از حدود 2 ساعت، درّه وسیع شده و درّه توسط یک یال، 2 شاخه میشود. این یال، مستقیماً تا خطالرأس و قلّه کشیده شده است؛ امّا مسیر معمول برای صعود، ورود به شاخهی غربی درّه و ادامه دادن پاکوب تا چشمهای است که نشان مشخص آن، خروج آب از لولهای تعبیه شده میباشد. بعد از آن، میبایست راه را به طرف شرق و از پاکوبی که روی یال صعود میکند، ادامه داد. پاکوب منتهی به منطقهی وسیعی میشود که در آنجا آغلی است و چشمهی آبی. بعد از آن، پاکوب با تراورس به سمت شمال ادامه پیدا کرده و منتهی به ابتدای دامنهی زیر خطالرأس میشود. در اینجا میتوان یا از راه صعود این شیب به خطالرأس رسید، و یا با کمی تراورس به سمت غرب و قرار گرفتن روی یال، به سمت خطالرأس حرکت کرد. با رسیدن به خطالرأس، قلّهی گرگ و سنگچین آن نمایان میشود.
در تمام مسیر، دماوند، در جنوب شرق قرار دارد و در صورت مساعد بودن هوا، میتوان آن را پس از اندکی ارتفاع گرفتن مشاهده کرد. همچنین، از روی قلّه نیز، باز هم در صورت مساعد بودن هوا، خط ساحلی خزر قابل تشخیص میباشد و شهرهای ساحلی محمود آباد و نور قابل رؤیت هستند. ار تفاع قلّهی گرگ 3600 متر اندازهگیری شده و ارتفاع روستای تاکر 1760. با یک تیم 22 نفر این صعود زمانی نزدیک 6.5 ساعت طول کشید.

نکتهی قابل توجّه در صعود کوه گرگ این است که روی خطالرأس اکثر قلّههای فرعی دارای سنگچین هستند و در صورت مهآلود بودن هوا، ممکن است در تشخیص قلّه دچار مشکل شد. همچنین با توجّه به پر ارتفاع بودن کوه گرگ در میان کوههای البرز شمالی، کوهستان گرگ در زمستان و اواخر پاییز بسیار برفگیر بوده و داشتن تجهیزات زمستانی برای صعود در این فصول حیاتی است.
امّا روستای دیگری نیز به کوه گرگ مشرف است و آن، ده "رودبارک" در دامنهی شرقی گرگ میباشد. این ده، واقع در درّهایست که ابتدای آن در گردنهای در شرق قلّهی گرگ قرار دارد. این گردنه، هیچ نشانی ندارد و میبایست آن را از سایر گردنهها با کمک GPS، یا تجربهی قبلی تمیز داد. ده رودبارک، در فصول سرد سال خالی از سکنه است و همچنین در بقیهی اوقات سکنهی چندانی ندارد. از آنجا که تا سال 87 جادّهای منتهی به این روستا نمیشد، ده از رونق و آبادی سال به سال افول میکرد و همچنان نیز میکند و تنها بعضی سکنهی قدیم آن و نیز کوهنوردان از تنها راه ارتباطی موجود روستا، یعنی پاکوب جنگلی که به نزدیکی روستای "واز علیا" میرسد، به آن سری میزنند. دوست نام آشنای کوهنوردان در ده رودبارک، آقای شعبانی، و نیز دوستان وی، تنها کسانی هستند که شاید بیش از همه در این روستا تردد دارند و به وضعیت مسجد ده و خانهی ییلاقیاشان رسیدگی میکنند.
از گردنه تا روستا، حدود 2 تا 3 ساعت طول میکشد که در نهایت میتوان روستا را درحاشیهی شمال درّه و روی دامنه پیدا کرد. پاکوبی که از روستا به پایین دست میرود، وارد جنگلهای تنک و سپس انبوه شمالی شده و در آخر پاکوب پهن شده و جادّهای خاکی میشود. این جادّه، راه آسفالتهی چمستان - واز – گزناسرا را میانهی راه "واز علیا" (یا "واز بالا") و "گزناسرا" قطع میکند. از روستای گزناسرا به تازگی جادّهای خاکی
تا رودبارک احداث شده که به دلیل نامناسب بودن وضعیت آن، با اتومبیل سواری همانقدر که از راه مالرو معمول زمان برای رسیدن به روستا لازم بود، طول میکشد. همچنین با توجه به گذر جادّه از ارتفاع بالا، بدیهی است این راه با اوّلین برف زمستانی یا باران شدید بسته میشود. از روستا تا جادّهی آسفالت، از پاکوب جنگلی حدود 3 ساعت به طور مفید پایین رفتن زمان میبرد و به تبع برای بالا رفتن از این مسیر باید زمان بیشتری در نظر گرفت. ارتفاع رودبارک 2300 متر و محل رسیدن به جادّه حدود 1600 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
بهترین زمان برای صعود قلّهی گرگ را بهار و پاییز گفتهاند. میتوان در یک برنامهی 2.5 روزه، از روستای تاکر قلّه را صعود و از سمت روستای رودبارک بازگشت. صعود از سمت روستای رودبارک نیز حداقل 1.5 روز زمان نیاز دارد.
برنامهی گرگ، آبان ماه امسال برای پسران در گروه کوه دانشگاه اجرا شد؛ 30 کیلومتر پیادهروی مسیر نتیجهاش صعود قلهی گرگ از روستای تاکر و برگشت از رودبارک با زمان بندیهایی بود که گفته شد. صبح زود روز اول شروع از تاکر و صعود قلّه در حدود ظهر و رسیدن به رودبارک کمی بعد از غروب. روز دوّم نیز بازگشت از روستا و فرود. حاشیهی برنامه عبارتبود از همنوردی با دوستان بسیار تازه و همچنین بسیار قدیمی گروه کوهی؛ و نیز دیدن زیباییهای جنگلهای رودبارک، زحمت دادن دوباره به آقای شعبانی و ...
فایل GPS مسیر رو از اینجا دانلود کنید.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٤٠ ب.ظ توسط همایون
جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸
دماوند شمال شرقی
دماوند
جبههی شمالشرقی
مرداد 88
مبدأ صعود: روستای حاجی دلا، دلارستاق؛ 11 کیلومتر داخل فرعی، کیلومتر 50 آمل – جادّهی هراز
بازگشت از روستای گزانه (گزنک)
مسیر پناهگاه دارد؛ پناهگاه تخت فریدون در ارتفاع 4400 متر
کلّ مسافت پیموده شده: 30.7 کیلومتر
تعداد نفرات گروه: 17 نفر
روز نخست، بعدازظهر سهشنبه؛ حرکت از تهران و رسیدن به مبدأ صعود؛ نزدیک 3 ساعت با مینیبوس دانشگاه تا اوّل فرعی دلارستاق و حدود 40 دقیقه با نیسان آقای صالحی تا حاجی دلا؛ شب مانی در حسینیهی روستا، توضیح اینکه هماهنگی خاصّی برای شبمانی در حسینیه لازم نیست و حسینیه برای خوابیدن حداکثر 20 نفر فضا دارد. ارتفاع متوسط روستا حدود 2230 متر است و موبایل آنتن میدهد.
روز چهارشنبه، حرکت ساعت 5.5 صبح از روستا به سمت جنوب و بعد از 2.5 رسیدن به ابتدای یال در محلّ گوسفند سرای "شعبانی"، توضیح اینکه تا این نقطه را میتوان با ماشین ظرف 40 دقیقه طی کرد. اینجا آخرین نقطهای است که تا قبل از پناهگاه میتوان آب برداشت. ساعت 13:40 رسیدن به دشت پایین پناهگاه تخت فریدون و خوردن و نهار و استراحت مفصّل. ساعت 15:10 حرکت از دشت و 16:15 رسیدن به پناهگاه تخت فریدون. توضیح اینکه 20 دقیقه قبل از پناهگاه میتوان از برفچال آب برداشت و محلّ خود پناهگاه آب ندارد. کنار پناهگاه فضا برای برپا کردن چادر به وفور پیدا میشود. پناهگاه هم سنگی-سیمانی و ظرفیت 25نفر را دارد. چون پناهگاه پر بود، گروه ما در چادر شبمانی کردند. ارتفاع تختفریدون 4400 متر است.

روز پنجشنبه، حرکت به سوی قلّه؛ ساعت 5:15 صبح آغاز حرکت بر روی یالی که مستقیماً به بامبرفی و قلّه ختم میشود. یال درست در لبهی درّهی یخار قرار گرفته و در بعضی نقاط مسیر برجهای یخی یخار به وضوح پیداست. ساعت 10:30 روی قلّه. تا رسیدن همهی جبههها نزدیک 2.5 ساعت طول کشید و ساعت 1:15 از قلّه بازگشتیم. بلا فاصله با رسیدن همه به پناهگاه نهار خورده شد و چادرها جمع شد و به قصد "استلهسر"، بالادست روستای گزنه و ابتدای درّهی یخار حرکت کردیم. ساعت 9 همگی کنار چشمهی استلهسر بودیم. توضیح اینکه حدود 1 کیلومتر بعد از پناهگاه، روی یالی که پناهگاه روی آن قرار گرفته، به سمت جنوب یال شناسکی سرازیر میشود ( برخی منابع به آن "شنزرد" گفتهاند) و به دامنهی جنوبی یال میرسد. با ادامهی مسیر تا کنار رودخانهی "تلخ رود" و کمی مایل شدن به جنوب شرق، میتوان به چشمهی استله سر رسید. شبمانی دوّم در همین محل بود.
روز جمعه، حرکت به سوی روستای گزانه. روستای گزانه بالادست روستای "گزنک" واقع در جادّهی هراز، بعد از رینه است و محلّ دسترسی درّهی یخار. از ساعت 8:30 تا 10:50 صبح طول کشید تا به روستا برسیم. مسیر تماماً پاکوب مشخّص است و از روستا جادّه آسفالته تا هراز کشیده شده.

توضیح اینکه
- همهی نفرات با اینکه چند نفر آنها هم از دفعات اوّلی بود که کوهپیمایی میکردند، به خوبی صعود کردند و از لحاظ جسمانی همه آماده بودند.
- وضعیت هوا در هر سه روز آفتابی و بدون باد بود.
- وسایل و پوشاک نفرات در حدّ پوشاک ابتدایی کوهپیمایی تابستانه بود.
با تشکّر ویژه از سرپرست و مسئول فنّی برنامه، آقایان نیما قنوعی و امیر عصرزاد.
فایل GPS برنامه را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٥٩ ب.ظ توسط همایون
